امان از " جهل "
" سلطه گري " را گفتند :
" سلطه " خود چگونه مستدام می داری ،
گفت : از " جهل " مردمان !
حكومت قانوني
" فردریک " از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ میلادی بر کشور
آلمان حکومت می کرد . او معتقد به " آزادی اندیشه "
بود و " رشد فکری " مردم را در گرو آن می دانست .
والت ویتمن
" زندگی "
به من " آموخت "
" بودن "
با كسانی كه " دوست شان " دارم ،
"" از همه چیز با ارزش تر است "" .
امام علی ( ع )
اگر " انسان ها "
" می دانستند "
چقدر " محدود "
در " کنار هم " هستند ،
نامحدود " یک دیگر " را
" دوست " می داشتند .
جبران خلیل جبران
از مترسکی پرسیدم :
از تنها ماندن در مزرعه بیزار نشده ای ؟
گفت : در ترساندن دیگران ،
برای من " لذتی " است
كه هرگز از آن بیزار نمی شوم !
لختی " اندیشیدم "
و گفتم : " راست " گفتی !
من نیز چنین " لذتی " را تجربه کرده بودم !
گفت : " اشتباه " می کنی !
کسی نمی تواند چنین " لذتی " ببرد ،
مگر آن که " درونش " مثل من ،
با " کاه " پر شده باشد !!!
تجارب زندگي
وقتی به کسی به طور کامل
و بدون هیچ شک و تردیدی
" اعتماد " می کنید ،
در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت :
" شخصی برای زندگی "
یا
" درسی برای زندگی "
واقعا راسته كه خدا از روح خودش تو بدن انسان دميد .
مشکل دنیا
" مشکل دنیا "
این است که ،
" احمق ها "
کاملاً به خود " یقین " دارند ،
در حالی که " دانایان " ،
سرشار از " شک و تردیدند " !
برتراند راسل
پیچیدگی ذهن
مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده .
شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد ،
براي همين ، تمام روز اور ا زير نظر گرفت .
متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد ،
مثل يك دزد راه مي رود ،
مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند ، پچ پچ مي كند ،
آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد ،
لباسش را عوض كند ، نزد قاضي برود و شكايت كند .
اما همين كه وارد خانه شد ، تبرش را پيدا كرد .
زنش آن را جابه جا كرده بود .
مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت .
دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه مي رود ،
حرف مي زند ، و رفتار مي كند .
پائلو کوئیلو : همیشه این نکته را به یاد داشته باشید ،
ما انسان ها در هر موقعیتی ،
معمولا آن چیزی را می بینیم ،
که دوست داریم ببینیم .
بهشت و دوزخ
از " عارفی " با
" مشعلی " و " جام آبی "
در دست پرسیدند :
کجا می روی ؟
گفت : می روم با
" آتش بهشت را بسوزانم "
و با " آب جهنم را خاموش کنم "
تا مردم خدا را فقط به خاطر
" عشق "
بپرستند نه به خاطر
" خوشی در بهشت "
و " ترس از جهنم " .
جهان اول و جهان سوم
" جهان اول " جایی است ،
كه " عكاسانش " برای " جایزه " ،
از " گرسنگان " ، " جهان سوم " ،
" عكس "می گیرند .
ملاصدراي شيرازي مي گويد :
" خداوند همه چیز می شود "
" همه کس را "
به شرط " اعتقاد "
به شرط " پاکی دل "
به شرط " طهارت روح "
به شرط " پرهیز از معامله با ابلیس "
حسين پناهي
این " آینده " ،
کدام بود ؟
که " بهترین روزهای عمر " را
"حرامِ دیدارش " کردم ؟
خسرو گل سرخی
بسپاریم
بر سنگ مزارمان ،
" تاریخ " نزنند ،
تا " آیندگان " ندانند ،
" بی عرضگانِ " ،
" این برهه از تاریخ "
ما بوده ایم...!
چسب زخم
پشت چراغ قرمز ،
پسركي با " چشماني معصوم "
و " دستاني كوچك " گفت :
" چسب زخم " نمي خواهيد ؟
پنج تا صد تومان .
آهي كشيدم و با خود گفتم :
تمام چسب هاي زخمت را هم كه بخرم ،
نه زخم هاي من خوب مي شود ،
و نه زخم هاي تو !!!
انتقاد
اگر از " انتقادی "
" خشمی " برانگیخته شود ،
" نشان " از وجود ، " حقیقتي "
در آن " نقد " است .
غروب آفتاب
در سرزميني كه ،
سايه آدم هاي " كوچك " ،
" بزرگ " باشد ،
" آفتاب "
در حال " غروب " است .