جرعه ای از شراب مولوی

 "" تو "" ،

 

" یکی " نه ای  ، 

 

" هزاری " ،

 

"" تو "" چراغ خود بیفروز .

به ‌قول داریوش بزرگ

 " این کشور را " اهورامزدا " ،

 

از " دشمن " ،  

 

 از "خشک‌سالی " ، 

 

و از " دروغ " بپاید   .

 

به این کشور ،

 

نه " دشمن " ،

 

 نه " خشکسالی " ،

 

 نه " دروغ " بیاید !

 

  سنگ نبشته ای بر دیواره ی جنوبی کاخ " او " در

 

" تخت جمشید "

چه خوب است که با اعتقاد ، اعتماد و امید زندگی کنیم .

 " اعتقاد "

اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند .

 

روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند ،

 

 فقط یک پسربچه با چتر آمده بود ،

 

این یعنی " اعتقاد " .


 " اعتماد "



اعتماد را می توان به احساس یک کودک یک ساله تشبیه کرد ،

 

 وقتی که شما او را به بالا پرتاب می کنید ،

 

 او شادمانه می خندد ،

 

 چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت ،

 

این یعنی " اعتماد " .


 " امید "



هر شب ما به رختخواب می رویم ،

 

بدون اطمینان از این که روز بعد زنده از خواب بیدار شویم ،

 

ولی ما همیشه برای روز بعد خود برنامه داریم ،

 

 این یعنی " امید " .

چهار اصل بنیادین زندگی از نظر زرتشت

۱- دانستم رزق مرا دیگری نمی خورد ،

پس آرام شدم .

۲- دانستم كه خدا مرا می بیند ،

پس حیا كردم .  

۳- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد ،

پس تلاش كردم .

 ۴- دانستم كه پایان كارم مرگ است ،

 پس مهیا شدم .

جوانمردی عمرو عاص

عمرو ابن العاص به هنگام فتح مصر ،

در جایی که امروزه " فساط " نام دارد خیمه زده بود ،

روزی که اردو می خواست از جای برخیزد و به جای دیگر رود ،

به فرمانده سپاه گفتند :

کبوتری بر فراز چادر تو آشیانه کرده و تخم نهاده است ،

 اگر چادر را بر چینیم تخم ها می شکنند ،

و این کبوتران نر و ماده آزرده می شوند .

 پسر عاص گفت چادر بر پا بماند !

یک تن از سپاهیان همین جا توقف کند ،

تا این کبوتران ، بچه های خود را پرواز دهند ،

آن گاه چادر را بر چیند !


*****************

پس چه رخ داد که همین مردم ،

چهل سال بعد ،

خیمه های دختران " پیغمبر خود " را ،

 به آتش کشیدند !!!؟؟؟

جوانمردی در عهد جاهلیت

در عهد جاهلیت بزرگ هر قبیله می بایست دارای خصلت هایی باشد ،

 از جمله آن ها " جوانمردی " بود .

گویند یکی از روسای قبیله گروهی را دید که ،

با جوال و ابزار به خیمه او روی آورده اند ،

پرسید چه می خواهید ؟

گفتند دسته ای ملخ شب هنگام در کنار خیمه تو نشسته اند ،

می خواهیم تا آفتاب بر نیامده آن ها را بگیریم .

گفت ملخ ها به " پناه " من آمده اند ،

نخواهم گذاشت به آن ها آسیبی بزنید .

 این بگفت و نیزه خود برداشت و بر اسب سوار شد و مقابل آنان ایستاد ،

تا آفتاب بر آمد و ملخ ها پرواز کردند .

آن گاه گفت ملخ ها از همسایگی من رفتند ،

حالا خود می دانید .

چارلی چاپلین

دنیا آنقدر وسیع هست ،


که برای همه مخلوقات جایی باشد ،


پس به جای آن که جای کسی را بگیریم ،


تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم .

از سخنان دالایی لاما

-  به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ و دستاوردهای عظیم ،


 به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند .


-  وقتی چیزی را از دست دادی ،


درس گرفتن از آن را از دست نده .


- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آن چه میجویی ،


گاه اقبالی بزرگ است .


- اگر میخواهی قواعد بازی  را عوض کنی ،


 نخست قواعد را فرابگیر .


- به خاطر یک مشاجرهی کوچک ،


ارتباطی بزرگ را از دست نده .


-   وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای ،


 گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار .

 

 -   بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران .


-   چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا ،


اما ارزش‎های خود را به‎سادگی در برابر آنها


فرومگذار .


- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است .


-   شرافتمندانه بزی ؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی ،


با یادآوری  زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی .


-   زیرساخت زندگی شما ،


 وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است .


- در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا میکنی و از او گله داری ،


تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر .


- دانش خود را با دیگران در میان بگذار ،


 این تنها راه جاودانگی است .


-  با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش .


-   سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای .

 

 - بدان که بهترین ارتباط ، آن است که عشق شما به هم ،


 از نیاز شما به هم سبقت گیرد .


 - وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی ،


 ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست


آوردهای .

قیمت یک روز زندگی چقدر است ؟

 بعضی وقتا دلمون برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه .

 راستی قیمت یه لیتر بارون چنده ؟

قیمت یه روز بارونی چنده؟؟

قیمت یک نفس اکسیژن هوا چنده ؟؟؟

 چقدر باید بدیم تا نفسمون رو ،

بی منت با طراوت طبیعت زیبا تازه کنیم ؟

قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده ؟

یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟

حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری ،

یه اسکناس درشت بدی؟

منظره تمام رخ ماه قیمتش چنده ؟

 اینو می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی ،

و به گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی ،

بوته هاش ازت پول نمی گیرن !؟

هیچ می دونی برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه ؟

چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه ؟

و بابت این کارش چقدر حقوق می گیره ؟

چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد ؟

تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی ، 

و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی ؟

قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی ،

یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی ،

قیمت بلیت اش هم دل تو و منه !

خودتو به آب و آتیش می زنی که  ،

یک تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت ،

ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی ،

قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی .

 گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه ،

 بلکه پررنگ تر هم میشن .

لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی ،

چون غبار روی اونو ، شبنم صبح پاک می کنه و می بره .

تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی :

قیمت یه دست سالم چنده ؟

یه چشم بی عیب چقدر می ارزه ؟

قیمت یه دست سلامتی کامل چقدره ؟

چقدر باید برای اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم !؟

 هیچ می دونی چرا داری تو این دنیا زندگی می کنی !

قدر خودت رو بدون ،

و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر .

به زندگی ات ایمان داشته باش ،

تا  تموم قشنگی های دنیا مال تـــو بشه .