تاپش پنج و نانش چار
نابینایی مقداری " آرد " برای پختن " نان " نزد نانوا برد .
نانوا شروع به پختن کرد .
مرد نابینا چون امکان نظارت از طریق چشم را نداشت
از طریق گوش مراقب بود
و هر دفعه که نانوا " خمیر " را پهن می کرد
و به داخل " تنور " می کوبید
از صدای " تاپ " که از اصابت نان به " دیواره ی تنور " ایجاد می شد
می دانست که یک نان پخته شده است
نابینا همین طور که شمرد دید که
صدای " تاپ " پنج بار آمد
اما وقتی که نانوا " نان " ها را به او تحویل داد
دید که چهار تاست
نابینا برای این که اعتراض خود را مودبانه بیان کرده باشد
گفت :
به به از این " آرد و باد "
" تاپش " پنج و " نانش " چار .
این مثل در مورد آدم هایی که آشکارا " تقلب " می کنند
و گمان می کنند دیگران متوجه نمی شوند
به کار می رود .
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:24 توسط مجید افخمی کهربائی ( ماک )
|